یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388

کاش ميديدم چيست؟
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاري است؟
آه وقتي که تو لبخند نگاهت را ميتاباني
بال مژگان بلندت را ميخواباني
آه، وقتي که تو چشمانت
آن جام لبالب از جاندارو را سوي
اين تشنهي جان سوخته ميگرداني
موج موسيقي عشق از دلم ميگذرد.
روح گلرنگ شراب در تنم ميگردد
دست ويرانگر شوق
پرپرم ميکند اي غنچهي رنگين!
پرپر! من در آن لحظه
که چشم تو به من مينگرد
برگ خشکيدهي ايمان را
در پنجهي باد رقص شيطاني خواهش را
در آتش سبز! نور پنهاني بخشش را
در چشمهي مهر اهتزاز ابديت را ميبينم.
بيش از اين سوي نگاهت نتوانم نگريست
اهتزاز ابديت را ياراي تماشايم نيست
کاش ميگفتي چيست؟
آنچه از چشم تو، تا عمق وجودم جارياست !
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:58 توسط شبنم
|

![[photoshop-me.blogfa.com]](http://www.uma.ir/up/webwanted.png)



























