تبليغاتX
Asheghane tarin AX ha dar www.30ndrela.com همیشه در قلب منی

دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386



من با سبدی پر از بوسه می آیم

 

 

چه قدر سخته تو چشماي کسي که تمام عشقت رو ازت دزديد

و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داد زل بزني و

به جاي اينکه لبريز کينه و نفرت شي‌ ، حس کني هنوزم دوسش داري

چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديواري تکيه بدي که يه بار زير آوار غرورش

همه وجودت له شده
....
چه قدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني

اما وقتي ديديش هيچ چيزي جز سلام نتوني بگي....
چه قدر سخته وقتي

پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه اما مجبور باشي بخندي

تا نفهمه هنوزم دوسش داري ...


 

 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 2:27 توسط شبنم |

یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386



 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 4:55 توسط شبنم |

یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386



همچنان با پاهای برهنه و دستهای خالی از محبت ياران در کوچه پس کوچه های ذهنم بدنبال کسی می گردم که ...

 

 

 

 

 

همچنان با پاهای برهنه و دستهای خالی از محبت ياران در کوچه پس کوچه های ذهنم بدنبال کسی می گردم که ...

دستان گرمش را بطرف من دراز کند و من بتونم به او که وجودم از او سرچشمه می گيرد اعتماد و تکيه کنم  . تا در قلبم دیگر جز نام او حک نکنم نامی که برام همیشه،همیشه افتخار و غرور داشته .

 نامی که همیشه با اقتدار فریاد زدم و خواستم که با او باشم اونی که برام حالا شده یک بت ، بتی که خودم درست کردم و بهش تکیه کردم و هنوز که هنوز هم قبولش دارم حتی اگه اون من نخواد .

 

 

 

 

می خواهم برايت بنويسم

اما نمی توانم                 

به يادت شبها سپری کنم

به پايت اشکهايی جانسوز بريزم

نگاهت کنم و صدايت را بشنوم

اما نمی توانم               

ولی نمی توانم ساده هم بگذرم

از تو از نگاه تو            

نمی توانم بی آنکه به آيينه ی خاطراتم بنگرم

از اين کوچه گذر کنم

نمی توانم بی آنکه دستان گرمت را بگيرم

با تو                       

خداحافظی کنم ، نمی توانم

اما دلم می خواهد در کنار من بمانی

من دنبال عاشق نيستم

دنبال معشوق هم نيستم

دنبال کسی هستم که دستم را بگيرد

و                           

به قله ای برساند که آرزوهايم آنجاست .

 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 3:53 توسط شبنم |

یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386



يادت مياد چي شد که من يکدفعه عاشقت شدم

 

يادت مياد چي شد که من يکدفعه عاشقت شدم

بدون اينکه بزاري سوار قايقت شدم 
      
يادت مياد نگات پرازشکايت و فاصله بود

امابه جاش نگاه من صبور وپرحوصله بود 
    
يادت ميآدوقتي بهت گفتم چقدر دوست دارم

گفتي ببين من فرصت اين قصه هارو ندارم 
        
يادت ميآد دل تورو يکي يه جايي برده بود

اونوقت دل من خودشو به چشم تو سپرده بود 
       
يادت مياد که پرسيدم برام تبسم ميکني

جواب دادي معلومه نه چون خودتو گم ميکني
         
يادت ميآدحتي يه بار دلت واسه دلم نسوخت

چشات يه بار نگاهشو به چشم عاشقم ندوخت 
 
يادت ميآد گفتي بايد به دوريت عادت بکنم

گفتي بايد تو روياهام به تو محبت بکنم 
      
يادت ميآد که من بخاطرت چه حرفا شنيدم

تو گفتي اين کارا چيه من که هنوز نفهميدم 
    
اگر چه يادت نميآد يادت ميآد  اما ميخوام دعات کنم

، بر نميگردي ولي بازم ميخوام صدات کنم

 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 3:1 توسط شبنم |

یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386



 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 2:56 توسط شبنم |

یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386



دوست دارم...

 

 

 

اگه تورو دوست دارم خيلی زياد ، منو ببخش...

اگه تويی اون که فقط دلم ميخواد، منو ببخش

منو ببخش...اگه شبا ستارهارو ميشمرم...

منو ببخش اگه بهت خيلی ميگم دوست دارم...

منو ببخش اگه برات سبد سبد گل ميچينم...

منو ببخش اگه شبا فقط تورو خواب ميبينم...

منو ببخش اگه واسه چشمای تو خيلی کمم

تو يه فرشته ای و من فقط يه آدمم

منو ببخش اگه برات ميميرم و زنده ميشم

اگه با ديوونگی ام پيشه تو شرمنده ميشم

منو ببخش اگه همش ميسپارمت دست خدا

اگه پيشه غريبه ها بجای تو ميگم شما...

منو ببخش من نميخوام تو رو به ماه نشون بدم

نشونيتو نه به شب و نه دست آسمون بدم

منو ببخش اگه ميخوام تورو فقط واسه خودم

ببخش اگه کمم ، ولی زيادی عاشقت شدم...

 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 1:45 توسط شبنم |

شنبه بیست و پنجم فروردین 1386



 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 23:18 توسط شبنم |

شنبه بیست و پنجم فروردین 1386



من آهنگ غریب روزگارم

غریب

من آهنگ غریب روزگارم

غمی در انتهای سینه دارم

تمام هستی ام یک قلب پاک است

که آنرا زیر پایت می گذارم

 

 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 7:11 توسط شبنم |

شنبه بیست و پنجم فروردین 1386



وای،اگر بر دیگری دل بسته باشی

بی تو چه خواهم کرد... 

 

وای،اگر بر دیگری دل بسته باشی

 

 ای همیشه جاودان در خوابهایم درسکوتم،درشبم،درلحظه های انتظارم

در تمام گفتگوهائی که با غیر تو دارم من چه خواهم کرد بی تو....

 

وای اگر دستی به جز من می فشارد دست هایت 

وای اگر غیری به جز من ،بسته راه خوابهایت!!  

وای اگر بر دیگری دل بسته باشی 

رشته الفت از این دیوانه دل بگسسته باشی 

 من چه خواهم کرد بی تو

 

 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 6:34 توسط شبنم |

شنبه بیست و پنجم فروردین 1386



دانه ای کوچک

بودی که به باغ دلم منزل گزیدی و من بی توجه از آن به

 خویش پرداختم

چون صبح وشامم را آگهی نبود بیخبر از همه جا بودم

دیری نپایید که  دیدم ریشه دوانده ای در خاک دلم

تمسخری کردم و به خویش مغرور بودم و همی گفتم

تسخیر ناپذیرم

چون به خود آمدم دیدم ریشه ای در دلم انداخته ای که تا عمق روحم

پیش رفته

اکنون دور از غرور آغازینم به خود میبالم که زندانی مهر تو ام

من  از  آن  روز  که  در  بند  توام  آزادم  )

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 6:6 توسط شبنم |

شنبه بیست و پنجم فروردین 1386



لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 5:25 توسط شبنم |

جمعه بیست و چهارم فروردین 1386



 

لحظه ای به من نگاه کن . . . کاش تقدس عشق را در نگاه بی ریایم می خواندی و کاش سرود عشق را از لبهای بی صدایم می شنیدی کاش حسرت زندگی را از قلبم می ربودی و کاش ترانه هستی را برایم زمزمه می کردی چه روزهای بلندی که با یادت به شب رساندم و چه شبهای طویلی که با رویایت ، به استقبال سحر رفتم کاش می دیدی که وقتی نگاهت می کنم، سر به زیر می افکنم تا عشق را در چشمانم نیابی پرده ای از حجب و حیا بین من و تو ، فاصله ای به اندازه ی مدار کهکشانها را پدید آورده کاش چیزی یا کسی این پرده را کنار می زد تا ما یکدیگر را از پس پرده نبینیم نمی دانم چه حسی در وجودت به من داری ولی خوب می دانم که هستی ام در پس نگاه توست لحظه ای به من نگاه کن . . .

 

 

 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 3:58 توسط شبنم |

جمعه بیست و چهارم فروردین 1386



  

گفتم شايد نديدنت  ،  از خاطرت دورم كنه

  ديدم نديدنت فقط   ،  مى تونه  كورم كنه

            مى تونه  كورم كنه.....

  گفتم صداتو نشنوم ، شايد كه از يادم برى

  ديدم تو گوشام جز صدات ،  نيستش صداي ديگرى

               نيستش صداي ديگرى.....

نديدنو نشنيدنت ، عشقت رو از دلم نبرد

فقط دونستم بى تودل ، پرپرشد وگم شد ومرد

                  گم شد ومرد .....

بعد از تو باغ لحظه هام ، حتى يه غنچه گل نداد

همش مى گفتم با خودم ، نكنه بميرم و نياد

امروز رو محتاج توام ، من نمى گم دلم مى گه

فردا اگه مردم نياد ، چه فايده نوش دارو ديگه....

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 3:20 توسط شبنم |

جمعه بیست و چهارم فروردین 1386



مهربان باش

 

صداي شكستنم را نشنيدي؟؟؟

 

تا كي به اميد فرداي پر از مهرباني فال بگيرم با حافظ؟؟ تا كي از فرصت استفاده كرده و يك دل سير گريه كنم لابه لاي باران ها؟؟؟ هنوز صدايت از دفتر دلم پاك نشده است... وخط خطي هاي نگاهت !!!

آنقدر آه كشيدم و نگاه كردم به ابرها كه آسمان رنگ انتظارم شد...چشمانت خيال گفتن رازي را دارد.. كه لبهايت طفره مي روند.. شايد راز رفتن است و جدايي... شايد هم تنفر.... بگو .. در خلوت يلداي ام بگو تا من از دلواپسي و گورها از تنهايي به در آيند..... پرسه ميزنم ميان دلتنگيهاي خويش... تداعي ميكنم خاطره ها را ... عشق را كم و بيش!!! شايد گره از اندوهم گشوده شود با ته مانده طاقتي ... لمس ميكنم زندگي ساطور شده را و خود را كه در چك چك سلولهايم پير مي شوم.....هنوز بر لبهايت ننشسته ..نوشيدي ام و من كيش شدم ...وتو مبهوت و مات !!! هيهات از بازي روزگار ... هيهات!!!

بي آنكه بدانم روزي برايم خاطره اي خواهي شد به زندگي لبخند زدم و به عشق سوگند خوردم ... حالا!!! چهره ژوليده ام را در آئينه كه مي بينم فكر ميكنم كه آنقدر با خودم صميمي شده ام كه بگويم مرگ بر اعتماد....

طعنه هاي عقرب گونه ات هم عشق را از چشمم نينداخت... تنها به من آموخت عشق بايد الهي باشد و بس.....!!!1

گاهي اوقات خود را گم ميكنم... مثل حالا!!!

اما صدايي انگشت به دهان مي گويد: فكر ميكنم شما را جايي ديده ام !

اما نميدانم مگر سواد ندارند... روي پيشاني من كه نوشته شده صاحب اين عكس سالها قبل مرده است.....

شايد تو هم مسافري عجول بودي كه نخوانده رفتي يا من راوي بي تجربه آخرين قصه كه بدون هيچ صدايي با خيالي كه ديگر رنگ نداشت روي خودم خط كشيدم..... آري روي خودخط كشيدم ... من مرده ام... گريه بي فايده است... گريه مكن..مهربان باش مهربان!!!!!!!!

 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 2:26 توسط شبنم |

جمعه بیست و چهارم فروردین 1386



این دیگه یه التماسه من میخوام بیای بمونی

 

نه! نرو ! صبر کن
قرارمان اين نبود
بايد سکه بيندازيم
اگر شير آمد:ترديد نکن که دوستت دارم
اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم
.....صبر کن سکه بيندازيم
اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو

 

من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی
این دیگه یه التماسه من میخوام بیای بمونی
من و تو چه بی کسیم وقتی تکیمون به باده
بد و خوب زندگی منو دست گریه داده
ای عزیز هم قبیله , با تو از یه سرزمینم
تا به فردای دوباره , با تو هم قسم ترینم
من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی
این دیگه یه التماسه من میخوام بیای بمونی
بد و خوبمون یکی , دست تو تو دست من بود
خواهش هر نفسم با تو همصدا شدن بود
با تو همقصه ی دردم , همصداتر از همیشه
دو تا همخون قدیمی , از یه خاکیم و یه ریشه
من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی
این دیگه یه التماسه من میخوام بیای بمونی

 

 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 2:10 توسط شبنم |

JavaScript Codes
Asheghane tarin AX ha dar www.30ndrela.com دلم برات تنگ شده عزيزم