دوشنبه نوزدهم آذر 1386

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 23:27 توسط شبنم
|
یافتنت به یاد ماندنی ترین حادثه در تقویم هستی ام
و کلامت به یاد ماندنی ترین کلام در گوشهایم
و نگاهت به یاد ماندنی ترین نظاره در تماشایم . . .
يادم باشه كه يادت باشه
كه يادم بياري كه يادت بدم
كه ياد بگيري كه يادم بياري
كه هميشه به يادتم
و يادت هيچوقت از يادم نميره.
اين رو يادت نره...
خداحافظ همین حالا،
همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که،
بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگین،
به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که،
منو از چشم تو میدید؛
اگه گفتم خداحافظ،
نه اینکه رفتنت ساده ست
نه اینکه میشه باور کرد،
دوباره آخر جاده ست؛
خداحافظ واسه اینکه،
نبندی دل به رویاها
بدونی بی تو و با تو،
همینه رسم این دنیا
یکشنبه یازدهم آذر 1386
منتظرچه کسی هستی؟ من در کنارت هستم فقط کافی است یک بارنگاه کنی تا ببینی که من در کنارت هستم منتظر چه کسی هستی؟ من در کنارت هستم چرا این قدر ساکت هستی هرچه که می خواهی بگواگر یک عشق بی پایان می خواهی با صدای بلند ارزویت را بگو حتما آنرا به دست خواهی آوردبرای اینکه من در کنارت هستم وقتی که تو فکر می کنی و وقتی که می بینی که چقدر دوستت دارم پس ساکت نمان وبه من به گو که این چنین هستی یک دوست خاص . دوستی که قلبش را به توخواهد دادو روحش را به تو خواهد بخشید ومن خواهم گفت: که این گونه هست و این را ثابت خواهم کرداگر چیزی در قلبت وجود دارد به من بگو مهم نیست در چه ساعتی از روز یا شب باشدفقط به من بگو وقتی مشکلات اذیتت می کنند ویا احساس پریشانی میکنی فقط به من بگواگر خواسته یا ارزو یی داری اگر چیزی می خواهی نگران نباش به خاطر این که من در کنارت هستم

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 2:39 توسط شبنم
|
یکشنبه یازدهم آذر 1386
از طرف اونی که تنهاست
، تنهایی رو دوست داره
و تنها اومده و تنها میره ،
تنهاش میذارن و تنها نمیذاره
و تنها یه آرزو داره و اونم اینه که تو تنهاش نذاری ...

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 1:41 توسط شبنم
|
چهارشنبه هفتم آذر 1386
اون چقدر ساده ازم بريد ورفت
وانمود كرد كه من و نديد ورفت
همه گفتن اون ازت بي خبره
به خدا گريه هام وشنيد ورفت
رخصت بده که بشکنم غرورم و به پاي تو ... فرصت بده که جون بدم به
حرمت صداي تو ... مهلت بده تو شهر تو دوباره دربدر بشم ... از اشتعال بوسه هات يه تل خاکستر بشم ... بزار که رنگ گونه هات منو به مسلخ بکشه ... بختک سرد بي کسي از رو دريچه رد بشه ... با رخصت نگاه تو البرز و از جا مي کنم ... رو خواب شب خط مي کشم به قلب فردا مي زنم ... نمي زارم دست نسيم به گرد عطرت برسه ... براي از طرح رد شدن فکر نوازشت بسه ... بودن تو غنيمته حتي براي يه نفس .... نزار که بي تو کم بشم تو ازدحام اين قفس ... فرصت بده کنار تو به خواب گل پا بزارم ... جراحت هجرتت و پشت سرم جا بزارم ... کمي کنار من بمون فرصتمون خيلي کمه ... بدون همراهي تو شکستنم دم به دمه
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 1:5 توسط شبنم
|
