یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
باران ببار که باز امشب دلم هوای یار کرده

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:50 توسط شبنم
|
یافتنت به یاد ماندنی ترین حادثه در تقویم هستی ام
و کلامت به یاد ماندنی ترین کلام در گوشهایم
و نگاهت به یاد ماندنی ترین نظاره در تماشایم . . .
يادم باشه كه يادت باشه
كه يادم بياري كه يادت بدم
كه ياد بگيري كه يادم بياري
كه هميشه به يادتم
و يادت هيچوقت از يادم نميره.
اين رو يادت نره...
خداحافظ همین حالا،
همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که،
بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگین،
به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که،
منو از چشم تو میدید؛
اگه گفتم خداحافظ،
نه اینکه رفتنت ساده ست
نه اینکه میشه باور کرد،
دوباره آخر جاده ست؛
خداحافظ واسه اینکه،
نبندی دل به رویاها
بدونی بی تو و با تو،
همینه رسم این دنیا
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
باران ببار که باز امشب دلم هوای یار کرده

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:50 توسط شبنم
|
چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386
دوستم داشته باش !
بادها دل تنگند ... دستها بیهوده ، چشمها بی رنگند.
دوستم داشته باش !
شهر ها میلرزند، برگ ها میسوزند...یاد ها میگندند.
باز شو تا پرواز ...سبز باش از اواز... اشتی کن با رنگ...
دوستم داشته باش !
سیب ها خشکیده ! یاس ها پوسیده ! شیر هم ترسیده !
دوستم داشته باش !
عطر ها در راه اند.....
دوستت دارم ها، آه............. چه کوتاهند....
دوستت خواهم داشت ...
بیشتر از باران......گرم تر از لبخند...
داغ چون تابستان ...
دوستت خواهم داشت ،
شادتر خواهم شد ، ناب تر ،
روشن تر،بارور خواهم شد...
دوستم داشته باش !
برگ را باور کن ؛ افتابی تر شو ؛ باغ را از بر کن .
دوستم داشته باش !
عطر ها در راه اند ...
دوستت دارم ها آه...........چه کوتاهند....
خواب دیدم در خواب آب ، ابی تر بود .
روز پر سوز نبود . زخم شرم اور بود .
خواب دیدم در تو؛ رود از تب می سوخت.
نور گیسو می بافت ، باغچه گل می دوخت...
دوستم داشته باش ! عطر ها در راه اند ..
دوستت دارم ها!!!!! آه...........چه کوتاهند...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:29 توسط شبنم
|
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386

تو واسه من عزیزتر از آنی که از تو دلگیر بشم
من... من... محاله از تو سیر بشم
کی میتونه جای تورو توو قلب من بگیره
اینو بدون طفلی دلم به عشق تو اسیره
کی میتونه جای تورو توو قلب من بگیره
اینو بدون عاشق تو داره واست میمیره
من... من... محاله از تو سیر بشم
توی اوج بی کسی هام, دلواپسی هام
یاوری از غیب رسید به فریاد
شکر خدایی که تورو به من داد
توی دشت بی پناهی, بی تکیه گاهی
یاوری از غیب رسید به فریاد
شکر خدایی که تورو به من داد
من... من... محاله از تو سیر بشم
کی میتونه جای تورو توو قلب من بگیره
اینو بدون طفلی دلم به عشق تو اسیره
کی میتونه جای تورو توو قلب من بگیره
اینو بدون عاشق تو داره واست میمیره
من... من... محاله از تو سیر بشم
اشتیاق زندگانی با تو در من زنده شد
باغ ویران دلم از عطر گل آکنده شد
خسته از بی حاصلی عمر بودم آمدی
حاصل بی ارزش من لایق و ارزنده شد
من... من... محاله از تو سیر بشم
کی میتونه جای تورو توو قلب من بگیره
اینو بدون طفلی دلم به عشق تو اسیره
کی میتونه جای تورو توو قلب من بگیره
اینو بدون عاشق تو داره واست میمیره
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:39 توسط شبنم
|
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386
هنوز هم
چشمانم، نگاهت را؛
نگاهت، لبانم را؛
و لبانم، لبانت را نشانه میرود
در طلب یک بوسه ...
هنوز هم زیباست انتظار آغوشت را کشیدن
حتّی زیباتر از گذشته ...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 17:57 توسط شبنم
|
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386


گفتم كه دوستت دارم ، گفتی كه باور نداری
گفتم اين كلمه را از حفظ نمی گويم از ته دلم می گويم ،
گفتی دلم را نيز باور نداری
سكوت تلخی كردم و از ته دلم آه كشيدم.
مدتی سكوت با چشمانی خيس
گونه ام خيس شد و قلبم شكسته
گفتی كه تو قلبم را شكستی ،
گفتم كه قلبت شكسته نشد ، احساست در هم شكست
گفتی سكوت كن ميخواهم گريه كنم ،
من نيز سكوت كردم و با گريه تو نا آرام شدم و اشك ريختم
گفتی بی خيالی از اشكهايم ،چيزی نگفتم ،
و باز سكوت و يك آه تلخ
گفتی كاش كه عاشق نمی شدم ،
گفتم عاشقی همه اين دردها را دارد
گفتی خسته شدی از همه كس ،
گفتم من با تو می مانم
گفتی خيلی تنهايی ، گفتم كسی كه عاشق است
تنهايی را نمی شناسد
و باز گفتی تنهايی ، گفتم كسی كه عاشق است
قلب يارش بايد همان تنهايی او باشد
گفتی كه اين حرفايت تكراری است ،
گفتم به جز تكرارش راهی نيست
گفتی كه آغوشت را ميخواهم ، گفتم كه منتظر بمان عزيزم
گفتی كه شانه هايت را ميخواهم ،
دلم به درد آمد از دوری ات و به غم نشستم
گفتی كه تو از حرفهايم پريشانی ،
گفتم حرفی نيست و حرفهايت شكنجه ای بيش نيست
گفتی كه لبخندی بزن ، گفتم كه حس لبخند نيست
گفتم با اينكه اين كلمه تكراری است و با اينكه باور نداری
باز ميگويم كه دوستت دارم
چيزی نگفتی و سكوت كردی...

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 17:29 توسط شبنم
|
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386

روز اول شوخي شوخي جدي شد
شوخي ترين جدي عمرم
دوست داشتن تو بود
و جدي ترين شوخي عمرم
از دست دادن تو بود
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 14:43 توسط شبنم
|
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386
با من بمان ساحل عشقم

صورتش از برگ گل نازكتر است
گفتمش دلبر كجايت را ببوسم بهتر است
گفت عاشق چشم داري هر كجا نازكتر است
آنقدر بوسيدمش تا خسته شد
خسته از بوسيدن پيوسته شد
تا خواست لب به شكايت وا كند لب نهادم بر لبش تا بسته شد
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 14:15 توسط شبنم
|
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386

دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی
لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی
دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره
ولی حتی وقت مردن باز سراغت میگیره
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 12:37 توسط شبنم
|
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386
دست به دست من و تو
با هم توی کوچه های رویا
تو رو دارم تو رو دارم
بی خیال همه دنیا



لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 12:25 توسط شبنم
|
دوشنبه بیستم اسفند 1386

انتظار! همیشه تا همیشه!
خسته ام از به انتظار هیچ کس نشستن! و خستهء یک راه پر پیچ و خم!
تنها تو شاید بتوانی پایانی باشی برای انتظار! تنها تو!
تو که هنوز چشمانت دروغ گفتن نیاموخته اند!
تو که هنوز نیاموختی لباس بر تن نگاهت بپوشانی!
تو که هنوز چشمانت دروغ لب هایت را فاش می کند!
تو که هنوز کودکی پاک و معصوم!...
و یا شاید....
و یا شاید این انتظار کمی طولانی شود! به اندازهء تمام عمر من!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 22:51 توسط شبنم
|
