تبليغاتX
Asheghane tarin AX ha dar www.30ndrela.com همیشه در قلب منی

دوشنبه سی و یکم تیر 1387



 

نمي توانم از عشقم برايت بگويم ، ولی اين بار می خواهم برايت بگويم . . . .

اين است داستان من

آوازي عاشقانه را خواهم خواند

تنها براي تو خواهم خواند . وقتي تويي وجود نداره . . . .

گر چه هزاران فرسنگ دوري

اما اين احساس نيرومند است . اين احساس مسخره ، يه خورده ديونه گيه . . . .

نزد من بيا ، نزد من بيا

مرا چشم انتظار مگذار

شبي ديگر بي تو اينجا باشم ، ديوانه خواهم شد

ديگري نيست .هيچوقت ديگري نبوده. . . . 

هيچ کس ديگري نيست

هيچ عشق ديگري نمي تواند جاي ترا بگيرد . عشق مرده من؟؟؟؟

همچنان خواهم خواند ، تا روزي که ترا افسون کنم . واسه دلم ميگم

اين لحظه کجايي ، عشق من ؟ وجود نداره . . . .

من ترا اينجا مي خواهم ، تا در آغوشم بگيري .( فکر مي کردم که من عاشقم ولي فهميدم که اون اوني که نيست هيچ وقتم نبوده از من مشتاق تر هست که منو تو آوغوشش بگيره ، مسخره نيست ، نمی دونم . . . .

قلب مرا ، که مي تپد و به نرمي  زمزمه مي کنند ،  درياب. احساس من ديگر نيرومند نيست

مي خواهم که ترا در آغوشم بگيرم .اون دست نامري کجايي............. اي خدا )

ترا نزد خود مي خواهم . فقط التماس .. فرياد مي زنم

من چهره ام گرفته               من قايقم نشسته به خشکي

مقصود من ز حرفم معلوم بر شماست

يک دست بي صداست

من ، دست من کمک ز دست شما مي کند طلب

فرياد من شکسته اگر در گلو ، وگرفرياد من رسا

من از براي راه خلاص خود و شما ، فرياد مي زنم

 فرياد مي زنم نزد من بيا ، نزد من بيا

مرا چشم انتظار مگذار .هميشه چشم انتظار بودم مراچشم انتظار مگذار. . . .

شبي ديگر بي تو اينجا باشم ، ديوانه خواه مشد.به خدای اسمان وزمین. . . 

. . . 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:34 توسط شبنم |

سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387



چرا  از غروب  خورشید  دلگیرم  ؟

چرا  از  تاریکی  شب  می هراسم ؟

چرا  از  ستاره  و  ماه می گریزم  ؟

 

نمی خواهم  آفتاب  غروب  کند.

نمی خواهم  آسمان  تیره  و  تار  شود.

نمی خواهم  ستاره و  ماه  را  ببینم

 

اصلا  نمی خواهم  فردا  شود...

 

فردا    تو  می روی    و من          همه  غروب ها  به  این  می اندیشم:

اگر  دیروز  هیچگاه  امرو ز نمی شد  آیا  تو  پیشم  می ماندی  ؟

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 18:59 توسط شبنم |

جمعه چهاردهم تیر 1387



من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم

اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم

بر لب کلبه ي محصور وجود،

من در اين خلوت خاموش سکوت،

اگر از ياد تو يادي نکنم، مي شکنم

اگر از هجر تو آهي نکشم، تک و تنها،

مي شکنم به خدا مي شکنم...

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 18:39 توسط شبنم |

پنجشنبه ششم تیر 1387



امشب هوس یار به سر دارم و از او خبری نیست

هر چند بهار است ولی بی دل و دلبر ثمری نیست.

فردا که روم من به سراغش به کجا سر بگذارم

افسوس که از آن آغوش گرم وسر زلفش خبری نیست

چند است هوای رخ دلبر به دل افتاد خدایا

اما چه رخی کز غم دوریش برایم بصری نیست

به هوای رخ دلدار دلم را پر شادی کنمو راه پر از گل

اما چه کنم کاین صنمم را ز گناه و زدیارم گذری نیست

گفتم بروی می شکنم می گریم می روم از هوش

او را زشکستن زگسستن ز بریدن حذری نیست

دارم به سرم تا غزلی از لب لعلش بسرایم

صد حیف و صد افسوس که از قافیه سازم خبری نیست

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:44 توسط شبنم |

پنجشنبه ششم تیر 1387



 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:37 توسط شبنم |

چهارشنبه پنجم تیر 1387



لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:7 توسط شبنم |

چهارشنبه پنجم تیر 1387



لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 16:8 توسط شبنم |

سه شنبه چهارم تیر 1387



 

 

ماماني دلم برات تنگ شده...

چكه ناودان بلنديك احساس را

درقالب كلامي ازجنس تنفس باغچه هاي معصوم ياس

به روي يك دفترمي ريزم

وآن رابالهجه همه پروانه صفت هاي اين گيتي بي انتها

به آستان نيلوفري تمامي دل هاي زلال هديه مي كنم

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 14:38 توسط شبنم |

دوشنبه سوم تیر 1387



 

باز از یک نگاه گرم تو یافت  همه ذرات جان من ، هیجان!

همه تن بودم ای خدا ، همه تن

همه جان گشتم ای خدا ،همه جان!

چشم تو...

جز نگاهت پناهگاهم نیست!

کز تو پنهان کنم نگاهم را!

چشم تو چشمه شراب من است

هر نفس ، مست ازین شرابم کن

تشنه ام ، تشنه ام...

تشنه ی نگاه تو..

پیش چشمت خطاست شعر قشنگ

چشمت از شعر من قشنگ تر است!

من چه گویم که در پسند آید؟

دلم از این غروب تنگ تر است!

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 14:13 توسط شبنم |

یکشنبه دوم تیر 1387



 

ناگهانی تر از آمدنت ،می روی بی بهانه

من می مانم و باران های بی اجازه و

قلب عاشقی که سپاسگزارت می ماند تا ابد،

متشکرم که به من فهماندی که

چقدر می توانم دوست بدارم

و عاشق باشم، بی توقع!

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 22:43 توسط شبنم |

یکشنبه دوم تیر 1387



لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:37 توسط شبنم |

یکشنبه دوم تیر 1387



هرگز تو را فراموش نخواهم کرد

 حتی اگر مرا از یاد ببری

و هرگز از تو رنجور نخواهم شد 

چرا که تو را دوست دارم  

دیوانه وار عاشقت شدم  

چرا که مهربانی را در وجودت دیدم 

با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی 

و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم  

نه تو از عشق من دست میکشی  

و نه قلب من از عشقت روی گردان می شود
سوگند که وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است

و اگر با مژگانت اشاره ای کنی فرسنگها راه خواهم پیمود

چرا که شب عشق بسیار طولانی است
و قلبم در آرزوی تو می سوزد
آنگاه که از برابر دیدگانم دور شوی
خورشید وجودت پنهان می گردد
و ابرهای غم و اندوه مرا در بر می گیرند
و به دنیای غریبی می برند
همیشه در قلبم حضور داری
و عشقت زندگی ام را گل باران کرده است
تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز به دنبالت طی کرده ام

محبوبم همیشه به انتظار

بازگشتت خواهم ماند...

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:31 توسط شبنم |

شنبه یکم تیر 1387



لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 1:23 توسط شبنم |

شنبه یکم تیر 1387



 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 1:8 توسط شبنم |

JavaScript Codes
Asheghane tarin AX ha dar www.30ndrela.com دلم برات تنگ شده عزيزم